ميرزا محمد علي صائب تبريزي، بزرگترين غزلسراي قرن يازدهم هجري، در حدود سال 1000 هجري قمري يا يكي دو سال بعد از آن در تبريز (و به قولي در اصفهان) زاده شد.
پدر او ميرزا عبدالرحيم، تاجري معتبر بود. خانوادة صائب جزو هزار خانواري بودند كه به فرمان شاه عباس از تبريز به اصفهان كوچ كردند و در محلة عباسآباد سكني گزيدند.
شهرياري ، روشنفكري آزاده و عاشقي در خدمت به مردم است . مجال آن نيست كه همه ويژگي هاي نيك او از جمله انديشه هاي متوقي و ارزشمندش ، محبت و ادب فراوانش ، استواري در عمل و كلامش دراين جا باز گوشود . او نمونه اي كامل و شاهدي زنده از تواناييهاي فرهنگ اصيل و دانش علمي پرتوان اين سرزمين است .
به آذين ( متولد 1293) از نويسندگاني است كه همزمان با علوي به مقابله با سنتهاي پوسيده رماننويسي اوليه برخاست و در راه آفريدن رماني واقعي كوشيد. رماني كه او نوشت ـ دختر رعيت (1331) ـ همچون رمان علوي، افق تازه و گستردهتري از زندگي را در منظر خوانندگان ادبيات فارسي قرار داد. اين دو نويسنده كوشيدند شيوة كهنه گسترش طرح كلي رمان تسلسل رويدادهاي سرگرم كننده و تفسيرهاي پندآموز ـ را در هم بريزند و طرحي نو در اندازند. علوي در چشمهايش به مطالعهاي روانشناسانه دست زد، اما بهآذين بر زمينة اجتماعي عينيتري پيش رفت.
مجدالدين همگر از شاعران قصيده سرا و غزلگوي قرن هفتم هجري و از معاصران سعديست . نسبش بساسانيان مي رسيد و شاعر باين نسب شريف خود بارها اشاره و بآن فخر كرده است
كمال از ناحيه خجند ماوراء النهرست كه در بدايت عمر خود بتبريز مهاجرت كرد و در خدمت سلطان حسين جلاير (776-784هجري=1374-1382ميلادي) تقرب حاصل كرد و در خانقاهي كه سلطان براي او ساخته بود بسر مي برد تا بسال 792 هجري (=1390ميلادي) يا 808 هجري (=1405ميلادي) در گذشت. وي از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتمست كه مخصوصاً در غزلسرايي مهارت داشت و در ديوان او بغزلهاي مطبوع زياد ، كه غالباً مقرون بذوق عرفانيست . مي توان باز خورد.
كمال الدين پسر جمال الدينمحمد اصفهاني قصيده سراي بزرگ ايران در اوان حمله مغول بود . وي بيشتر بمدح خاندان صاعد اصفهان كه رياست شافعيه را داشته اند اشتغال داشت و بعضي از امراي زمان مانند جلال الدين منكبرني خوارزمشاه و حسام الدين اردشير باوندي (پادشاه طبرستان ) و اتابك سعد بن زندگي حكمرواي فارس را نيز ستود . اواخر عمرش بعزلت و انزوا گذشت تا در سال 635 هجري (= 1237 ميلادي )بردست مغولان بقتل رسيد . اهميت او بيشستر در خلق معاني تازه و مضامين جديدست و علاقه وي بالتزامات دشوار و آوردن رديفهاي مشكل قابل توجهست
فخرالدين ابراهيم بن بزرگمهر بن عبدالغفار جوالقي متخلص به عراقي در روستاي كومجال از توابع اعلم همدان در سال 610 هجري متولد شد و در سال 688 هجري در دمشق فوت كرده است
سخن سراي بليغ پايان قرن ششم و ازجمله قصيده سرايان بزرگ و غزلگويان استادست . جواني او در فارياب و نيشابور ( از بلاد خراسان ) و بعد از آن چندي در اصفهان (درخدمت آل خجند) و مازندران ( در دستگاه باونديان ) و آخر الامر در آذربايجان ( نزد اتابكان آذربايجان ) گذشت . وفاتش بسال 598 هجري (=1201 ميلادي ) اتفاق افتاد و در مقبره سرخاب تبريز مدفون شد