در مورد زادگاه اصل زردشت نيز اختلاف نظر وجود دارد. در منابع پهلوي و به دنبال آنها در كتاب هاي عربي و فارسي «ايرانويچ» يعني سرزمين اصلي را كه اقوام ايراني از آنجا برخاسته اند و بنا به روايات ديني زردشتي در آنجا دين به زردشت ابلاغ شده است، با آذربايجان يكي شمرده اند. اين يكسان شماري احتمالاً از زماني پيدا شده است كه دين زردشتي به غرب ايران و در جامعة مغان كه در ناحية ماد مي زيستند، راه يافت و سپس در دورة ساساني از اهيمت خاصي برخوردار شد. به گونه اي كه همه مكان هاي شرقي را با مكان هاي در غرب ايران مطابقت دادند. امروز دانشمندان انتساب زردشت را به آذربايجان به چندين دليل مردود مي دانند كه مهم ترين آنها دلايل زباني است. زبان اوستايي يعني زبان كتاب اوستا در مقايسه با ساير زبانهاي ايراني زباني است متعلق به شرق ايران و در اين كتاب هيچ نشاني از واژه هايي كه اصل مادي يا فارسي باستان داشته باشند ديده نمي شود.
پارسي يا فارسي زبان مردم پارسا بود كه در سالهاي330 تا 550 قبل از ميلاد در ايران حكومت ميكردند اين زبان به گفتة محققين به گروه زبانهاي هند و ايراني تعلق دارد. زبان فارسي زبان امپراطوري فارس قرار گرفت و به طور گستردهاي در دورههاي باستان از مرزهاي هندوستان در شرق روسيه در شمال، سواحل جنوبي خليج فارس تا مصر و مديترانه در غرب به آن تكلم ميكردند.
در طول قرون، زبان پارسي به شكل امروزي آن تغيير يافت و امروزه زبان فارسي عمدتاً در ايران، افغانستان، تاجيكستان، و بخشهايي از ازبكستان صحبت ميشود.
همينكه دره نيل را ترك گوييم و در قاره آسيا رو به مشرق پيش برويم به دره اي ميرسيم كه دو رود بزرگ آنرا دربر گرفته اند و در اين دره ، تمدني همزمان با تمدن مصري شكفته و بارورگشته است . اما در اين ديار نبايد بيهوده به جستجوي قصور و مقابر و معابد پابرجا برخيزيم ، زيرا اينك چيزي از اين قبيل در اين دره موجود نيست . هم اكنون در كناره رودخانه ها نخل ها رسته اند ولي در نواحي ديگر يعني در شمال و جنوب و غرب تا چشم كار مي كند بياباناست و ريگ روان … . از سوي ديگر در همان حال كه در جنوب غربي ، خرابه هاي باروري شهر مقدس (( اريدو Eridu مشاهده مي شود و در شمال غربي نيز آثاري ا زشهر العبيد Alubaid بچشم مي آيد .
اسناد مهم تاريخي كه در اين مجموعه به نظرتان مي رسد ، بخشي از معاهدات سياسي ، فرمانهاي سلطنتي ، اسناد وقايع تاريخي ، اسناد حقوقي ، و نامه هاي خصوصي تاريخي خراسان است ، كه در طول سالهاي تحقيق و تهيه مطالب تأليفات متعدد خود ، درباره ي روي دادهاي اين استان گرد آوري كرده ام ، با آنكه اغلب اين استاد و عكس ها در بعضي از تأليفات منتشر شده بنده به چاپ رسيده است ، با اين وصف ، در اثر توصيه و تأكيد دوست فاضلم جناب آقاي دكتر محمد حسين پاپلي يزدي استاد دانشگاه مشهد ، كه مرا به گرد آوري و چاپ اسناد تاريخي خراسان وعكس هاي مربوطه قشويق و ترغيب فرمودند . به تهيه اين مجموعه و شرح هاي توضيحي اسناد و عكس هاي مربوطه كه تاكنون از اشخاص و منابع مختلف جمع آوري نموده ام و در ارشيو كتابخانه ام داشتم اقدام كردم.
دوره اول حوزه علميه مشهد خاص اين شهر نيست، بلكه به خراسان بزرگ اختصاص دارد. چرا كه اين دوره عصر حضور امام رضا(ع) را دربر مىگيرد و امام تنها در يك شهر ساكن نبودند بلكه از مدينه تا خراسان در طى عبور از شهرهاى مختلف به نشر معارف علوى اهتمام داشتند و حديث «سلسلة الذهب» (1) كه در نيشابور ايراد شه يكى از آن موارد است
هنگامي كه در تمام خراسان در زمان حكومت امويان مردم به رهبري ابومسلم خراساني سردار شجاع ايراني قيام ضد اموي خود را شروع كرده بودند ، سناباد در كنار شهر نوغان ، روستايي بيش نبود . در اوج حكومت عباسيان ، وقتي هارون الرشيد به خراسان آمد تا آتش شورش را خاموش سازد ، در اينجا درگذشت ، و فرزند نيمه ايرانيش به خلافت برگزيده شد . زماني كه حضرت رضا ( ع) در ادامه همان مبارزه ضد خلافت و شيعه خواهي به خراسان آمد ، با وجود شهادت آن حضرت ، برگ زريني در تاريخ اين خطه رقم خورد ، وبدينسان سناباد شهري شد با اهميت كه اقتدار سياسي و رونق اقتصادي را به دنبال داشت .
قريه سناباد درمجاورت شهر نوغان و چهار فرسنگي شهر توس واقع شده و كاخي متعلق به حميد بن قحطبه طايي والي توس در آن بود ، مظهر قنات سناباد در محله كنوني در سراب مشهد بوده و در محل كنوني حرم مطهر و رواق هاي فعلي آن و مسجد گوهرشاد باغي بزرگ و دلگشا بوده است . هنگامي كه حضرت رضا ( ع ) از راه نيشابور به مرو مي رفتند و در بين راه از قدمگاه نيشابور ، قريه الحمرا ( ده سرخ فعلي كه وصل به شريف آباد مشهد است ) و كوه سنگي مشهد عبور كردند و در قريه سناباد و خانه حميد ابن قحطبه و باغ او نزول اجلال كردند . حضرت پيش از سفر مرو ، در بقعه هاروني با دست محلي را خط كشيده ، فرمودند : اينجا محل دفن من است .
تعزيه در لغت به معني سوگواري ]=تعزيت[ بر پاي داشتن يادبود عزيزان از دست رفته، تسليت، امر كردن به صبر و پرسيدن از خويشان مرده است، ولي در اصطلاح به گونهاي نمايش مذهبي منظوم گفته ميشود كه در آن عدهاي اهل ذوق و كار آشنا در مناسبتهاي مذهبي و به صورت غالب، در جريان سوگواريهاي ماه محرم براي باشكوهتر نشان دادن آن مراسم و يا اولياي خدا به روز رستخيز، تشفي خاطر. بازيافت تندرستي و يا براي نشان دادن ارادت و اخلاصي فزون از اندازه به اوليا به ويژه اهل بيت پيامبر(ص) با رعايت آداب و رسوم و تمهيدهايي خاص و نيز بهرهگيري از ابزارها و نواها و گاه نقوش زندة برخي از موضوعات مذهبي و تاريخي مربوط به اهل بيت به ويژه واقعة كربلا – را پيش چشم بينندگان باز آفرينند.»
بي ترديد تعزيه نمايش مذهبي و ملي ايرانيان است و شيعيان ايران با عشق به ائمة اطهار(ع) رويكردي درخور به اين آيين تاريخي داشتهاند. اگر چه در مورد تاريخ و ويژگيهاي تعزيه در ايران كتابهاي ارزشمندي به چاپ رسيده است اما، تاكنون تاريخ پيدايش تعزيه به صورت دقيق مشخص نبوده است. صادق همايوني نويسنده و پژوهشگر صاحب نام كه پيش از اين كتابهاي با ارزشي از جمله «تعزيه در ايران» و «تعزيه و تعزيه خواني» از او منتشر شده است، در اين كتاب با كاوشي درخور توجه كوشيده است كه با استناد به مدارك و اسناد گوناگون تاريخي، شيراز دوران زنديه را به عنوان خاستگاه تعزيه معرفي كند.
پس از اينکه قيوميت انگليس بطور رسمي پايان پذيرفت, صهيونيست ها پادگان ها و مقامات کشوري انگليس در فلسطين را مورد حمله قرار دادند. قتل نخستين بازرس سازمان ملل متحد به همراه دستيارش روشن ساخت که هيچ کس نمي تواند با برنامه هاي صهيونيستي مخالفت نمايد و به سرعت گرفتار خشم و تنبيه مقامات صهيوني مي گردد. کشتار دسته جمعي دير ياسين و عين الزيتون و صلاح الدين در آوريل 1948 کشتار هاي آگاهانه اي بود به منظور اخراج فلسطينيان از راه ترور و وحشت.
در اواخر قرن نوزدهم آئين ناسيوناليستي (1) سراسر اروپا را فرا گرفته بود. بعضي از يهوديان نيز تحت تاثير اين آئين به اين نتيجه رسيده بودند که روابط به اصطلاح نژادي که ميان يهوديان موجود است يک "مليت" يهود مي سازد و در نتيجه اين به اصطلاح "ملت يهود" حقوق ملي عادي اعطا مي کند. از جمله اين حقوق ملي, حق زندگي جداگانه و حق تاسيس يك دولت يهودي را نام مي بردند. استدلال اين گونه يهوديان بدينگونه بود كه اگر ملت هاي ديگر اروپايي موفق شده اند بال قدرت خود را در آسيا و آفريقا بگسترند و بر امپراطوري هاي خود قسمت هاي وسيعي از اين قاره ها را بيافزايند, قوم يهود هم داراي همين حق است. در نتيجه فكر تشكيل يك حكومت خود مختار در فلسطين كه يهودي ها آن را به دليل زندگي موسي و سليمان سرزمين آبا و اجدادي خود مي دانستند براي اولين بار در سال 1882 پا گرفت. با آنكه اروپا از كمك به اين ماجرا دريغ نمي ورزيد ,اقدامات اوليه استعمار يهود در فلسطين سرانجام موفقيت آميزي نيافت و علي رغم كوشش هايي كه در سالهاي 1882-1897 انجام گرفت, يهوديان كمتر جذب فلسطين شدند و قسمت اعظم آن ها به آرژانتين و ايالات متحده مهاجرت كردند
نخستين شهرها در اواسط هزاره 4 بيش از ميلاد شكل گرفت ، كه شهر شوش اولين آنها بود . اولين بناهايي كه ساخته مي شدند معابد بودند كه با پيدايش شهر در اين دوره فعاليتهاي مذهبي كم كم يا تشكيلات حكومتي اين سرزمين بستگي يافته و به معابد نوعي مركزيت سياسي دادند .
اولين بناي اداري
اولين بنايي كه از آن به عنوان فضاي اداري و مركز اداره شهر قديم استفاده شده است بناي معبدي بود كه بر فراز تپه اي روي صفه اي بلند نباشد و طرز اداره مملكت اين گونه بود كه رئيس شهر يا حاكم به منزله روحاني شهر ؟؟؟ مي شد و اداره شهر و معبد به عهده او بود تشكيلات در زمان پادشاهي ما منظم شد و شاهان ترتيبات اداري و درباري را از فرا گرفتند و در اين زمان بود تشكيلات اجتماعي و تمدني به وجود آمد .