سومینپادشاه هخامنشی (سلطنتاز ۵۲۱ تا ۴۸۶ ق. م.). فرزند ویشتاسپ (گشتاسب)بود. ویشتاسپ فرزند ارشامو ارشامپسر آریارمنابود. خودآریارمنا با فاصلهء پنج نسل به هخامنشمیرسید. بنابراین داریوش اول خلفهشتم هخامنش است. ویشتاسپ پدر او در زمان کورش ساتراپ (والی) پارس بود. داریوش در آغاز پادشاهی با مشکلات بسیاری روبرو شد.
"رُكن الدين امير حسين بن عالم بن ابي الحسن"، معروف به "امير حسين هروي" يا "حسيني سادات"، عارف و شاعر پارسي گوي سده ی هفتم و اوايل سده هشتم ق، متخلّص به "حسيني". در شهر "غريو"، يا "گزيو" يا "گريوه"، از "بلادغور"، به دنيا آمد؛ اما بيشترين سال هاي زندگي او در "هرات" گذشت ؛ اشتهار به هروي از اين روست.در منابع قديم به سال تولد او اشاره اي نشده است؛ بعضي آن را بين (636 تا 641 ق)آورده اند. امير حسيني مقدمات علم و ادب را در خانواده خود آموخت. پس از آنكه در ملامت پدر به "مولتان" رفت، در آن شهر به تكميل تحصيل پرداخت. زمان زندگي او با تحولاتي سياسي و اجتماعي دوره ی آخرين ايلخانان مغول در ايران، دوره ی هرج و مرج دربار "آل كرت" و همچنين قيام سربداران در خراسان مقارن بود. امير حسيني در سال هاي ميانه زندگي به تصوف گرويد. انقطاع او از دنيا و گرايش وي به تجرّد و تصوّف، به شيوه ی "ابراهيم ادهم"، در پي واقعه اي رمز آميز بيان شده است.
حكيم ابوالقاسم فردوسي طوسي بزرگترين حماسه سراي تاريخ ايران و يكي از برجسته ترين شاعران جهان مي باشد. محل تولد اين شاعر بزرگ دهكده (باژ) يا (باز) از طابران طوس است. در نسخه اي معتبر از شاهنامه سالهاي عمر او 76 و نزديك 80 ياد شده است تولد او به سال 329 ه.ق و برابر با سال در گذشت رودكي مي باشد.
كنيت فردوسي همه جا فردوسي آمده است و صورت درست نام خود و پدرش روشن نيست.
خانواده او بنابر يادداشتهاي نظامي عروضي از دهقان هاي طوس و صاحب ثروت و آب و ملك بوده اند اما اين توانگري و مكنت در طي ساليان دراز به تهي دستي گرائيد و در روزگار پيري، شاعر عالي قدر با تنگدستي و نياز به سر برده است.
از مراجعه دقيق به اين نسخه ها چنين استنباط مي شود كه در آغاز كه شيخ اجل «بوستان» را سروده نسخه هايي از آن استنساخ كرده اندو انتشار يافته ،سپس خود او در اين كتاب تجديد نظر فرموده و بعضي اشعار و كلمات را تغيير و تبديل داده است ، و چنين مي نمايد كه نسخه هاي قديمي معتبر كه در دست ماست (گذشته از اختلافات جزئي كه از تصرفات كتاب است) از روي دو نسخه اصلي استنساخ شده ، با فرض اين كه نسخه دومي «بوستان» پس از تجديد نظر شيخ بزرگوار انتشار يافته باشد و نسخه لرد گريوي و نسخه آقاي دكتر لقمان ادهم نماينده اين دو تحرير «بوستان» مي توانند بودو اگر آنها را اصل و در دو طرف قرار دهيم بيشتر مي توانند بود و اگر آنها را اصل و در دو طرف قرار دهيم بيشتر نسخه هاي ديگر با يكي از اين دو نسخه موافقت دارند.و اين احتمال كه اختلافات مهمي كه در نسخه هاي «بوستان» ديده مي شود غالباً از تصرف خود شيخ باشد اين فكر را نيز توليد مي كند كه شايد در «گلستان» نيز چنين واقع شده و بعضي از اختلافات كه در نسخه هاي كهنه معتبر آن كتاب ديده مي شود به دست خود شيخ صورت گرفته باشد
عبید زاکانی از شعرا و نویسندگان فارسیزبان قرن هشتم هجری قمری است.
عبیدالله ملقب به نظامالدین از صاحبان صدور خاندان زاکان قزوین است و اشعار خوب دارد و رسائل بی نظیر.
عباس اقبال عبدر مقدمه دیوان عبید مینویسد:
از شرح حال و وقایع زندگانی عبید زاکانی بدبختانه اطلاع مفصل و مشبعی در دست نیست. اطلاعات ما در این باب منحصر است به معلوماتی که حمدالله مستوفی معاصر عبید و پس از او دولتشاه سمرقندی در تذکره خود، تألیف شده در قرن ۸۹۲ ه.ق.، در ضمن شرحی مخلوط به افسانه در باب او به دست داده و مؤلف ریاض العلماء در باب بعضی از تألیفات او ذکر کردهاست. معلومات دیگری نیز از اشعار و مؤلفات عبید به دست میآید. از مختصری که مؤلف تاریخ گزیده راجع به عبید نوشتهاست مطالب زیر استنباط میشود: ۱. اینکه او از جمله صدور وزرا بوده، ولی در هیچ منبعی به آن اشاره نشدهاست. ۲. نام شخص شاعر نظام الدین بودهاست، در صورتی که در ابتدای غالب نسخ کلیات و در مقدمههایی که بر آن نوشتهاند وی را نجم الدین عبید زاکانی یاد کردهاند. ۳. نام شخصی شاعر عبیدالله و عبید تخلص شعری او است. خود او نیز در تخلص یکی از غزلهای خود میگوید: گر کنی با دگران جور و جفا با عبیدالله زاکانی مکن ۴. عبید در هنگام تألیف تاریخ گزیده که قریب چهل سال پیش از مرگ اوست به اشعار خوب و رسائل بی نظیر خود شهرت داشتهاست. در تذگرة دولتشاه سمرقندی چند حکایت راجع به عبید و مشاعرات او با جهان خاتون شاعره و سلمان ساوجی و ذکر تألیفی از او به نام شاه شیخ ابواسحاق در علم معانی و بیان و غیره هست. وفات عبید زاکانی را تقی الدین کاشی در تذکرة خود سال ۷۷۲ دانسته و صادق اصفهانی در کتاب شاهد صادق آن را ذیل وقایع سال ۷۷۱ آوردهاست. امر مسلم این که عبید تا اواخر سال ۷۶۸ ه.ق. هنوز حیات داشتهاست.... و به نحو قطع و یقین وفات او بین سنوات ۷۶۸ و ۷۶۹ و ۷۷۲ رخ دادهاست. عبید در تألیفات خود از چندین تن از پادشاهان و معاصرین خود مانند خواجه علاءالدین محمد، شاه شیخ ابوالحسن اینجو، رکن الدین عبدالملک وزیر سلطان اویس و شاه شجاع مظفری را یاد کردهاست. وی از نوابغ بزرگان است. میتوان او را تا یک اندازه شبیه به نویسنده بزرگ فرانسوی ولتر دانست. از تألیفاتی که از او باقی است معلوم است که بیشتر منظور او انتقاد اوضاع زمان به زبان هزل و طیبت بودهاست. مجموع اشعار جدی که از او باقی است و در کلیات به طبع رسیدهاست از ۳۰۰۰ بیت تجاوز نمیکنند.
ا بوریحان بیرونی :
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی
تولد:12ذالحجهُ362هجری كاث،خوارزم(شهركاراـكلپاكسكایاكنونی واقع درازبكستان )
وفا ت : 4 رجب 440 هجری غزنه ( غزنه كنونی در افغا نستان )
ابو ریحان بیرونی در خوارزم ،منطقه ای كه در مجاورت دریا ی آرال قرار دارد و امروزه همه آن را به نام كارا كلپاكسكایا می شناسند ، به دنیا آمد . كاث و جورجانیه دو شهر بزرگ این منطقه به شمار می رفتند . بیرونی در نزدیكی كاث به دنیا آمد و نام شهری كه در آن متولد شد را به افتخار او ، بیرونی نام نهادند .او در هر دو شهر كاث و جورجانیه زندگی كرد و پرورش یافت ومطالعه و تحصیل علم را درحالی كه خیلی جوان بود تحت نظر ریاضی دان و ستاره شناس مشهوری به نام ابو نصر منصور آغاز نمود
اخوان یکی از تابناکترین چهرههای شعر معاصر است کهن سرایی است که در تحول و دگرگونی اساس شعر فارسی نقشی بسزا بر عهده میگیرد در پیدایش نارسایی ابهامها و لغزشهای شعر نو میکوشد و بدعتها و بدایع شعر نیما را آشکار میسازد
در دورهای که عدم آشنایی عمیق یا حتی آشنایی نسبی با جلوههای مختلف فرهنگ گذشته ایران بخصوص شعر و ادب کهن از جمله عوامل ضعف و کمبود بسیاری از شاعران نوپرداز معاصر است اخوان با توشعهای پر بار از قصیده و غزل از دوبیتی و رباعی به شعر نیمایی رو میکند و به متعصبین کهنه پرست نشان میدهد که خواست و پذیرش صورت و قالبی تازه و بدیع از عجز شاعر در سرودن ابیاتی به سبک و سیاق بزرگ شاعران قدیم سرچشمه نمیگیرد
بخشی از مقاله مورد نظر :
مجموعه آثار ادبي يك سرزمين يا يك زبان
يا يك دوره از تاريخ است كه به وسيله شاعران و نويسندگان يك قوم يا ملت پديد آمده باشد . اثر ادبي سخني است كه انديشه و احساس و تجربه گوينده يا نويسنده را آميخته با تخيل هنرمندانه بيان كند . وسيله آفرينش اثر ادبي كلمه ها و جمله ها ؛ يعني زبان است . پديدآورنده اثر ادبي ، شعر يا نثرش را با خيال و عاطفه و انديشه و تجربه خود مي آميزد تا آن را به صورت اثري در آورد كه داراي ارزش هنري باشد . چنين اثري عاطفه و تخيل و انديشه شاعر يا نويسنده را به شنونده يا خواننده انتقال مي دهد ، احساسات و عواطف او را بر مي انگيزد ، او را شاد ، اندوهگين ، يا شگفت زده مي كند و تجربه هايي را به او مي آموزد . شاعر يا نويسنده هنگامي مي تواند اثري ادبي بيافريند كه خودش شادي ها ، رنج ها ، آروزها ، ناكامي ها ، و فراز و نشيب هاي زندگي را آزموده باشد . به همين سبب اثر ادبي در ظاهر بيانگر عاطفه و انديشه و تجربه يك نويسنده يا شاعر است ، اما از عاطفه و انديشه و تجربه بسياري از انسان ها سخن مي گويد كه توانايي آفرينش و بيان را نداشته اند .
آثار ادبي ممكن است به صورت شعر ، نثر يا آميخته اي از آن ها باشند .
انواع ادبي، در رديف نظامهايي از قبيل سبك شناسي و نقد ادبي، يكي از اقسام جديد علوم ادبي و يا به قول فرنگي ها يكي از شعبه ها و مباحث نظريه ادبيات Theory of literature است. موضوع اصلي آن طبقه بندي كردن آثار ادبي از نظر ماده و صورت در گروه هاي محدود و مشخص است.
اگر بخواهيم به ادبيات هم از ديدگاه عملي نگاه كنيم، بايد بتوانيم آثار ادبي را طبقه بندي كنيم و انواع مشابه آثار ادبي را در طبقات مخصوصي قرار دهيم . زيرا مهمترين مختصه علم اين است كه مي تواند طبقه بندي كند. اين مهم در ادبيات به وسيله انواع ادبي صورت مي گيرد.اما در انواع ادبي هدف اصلي طبقه بندي كردن بر حسب ساختمان آثار ادبي و مختصات دروني و ساختاري آنهاست. بايد خاصه هاي مشترك دسته يي از آثار ادبي را استخراج كرد و وجوه تفارق را با دسته هاي ديگر نشان داد، و اين هدفي دشوار و ديرياب است از اين رو ناچار، گاهي به طبقه بندي كردن بر حسب صورت (مثلا تعداد ادبيات و وضع قافيه) بسنده مي شود.
ما مردم جهان مصمم به حفظ نسل هاي آينده از بلاي جنگ هستيم . و ايمان خود را مجدداً مورد تأكيد قرار مي دهيم … و براي نيل به اين اهداف دگرپذيري و زيستن صلح آميز ديگران را مد نظر داريم . در شرايط كنوني جهان و بنا به تجربة مردم جهان براي دفع جنگ و خشونت ، به عنوان يك امر حياتي ، امكان شناخت معناي دگرپذيري و مدارا او يا چگونگي رفتارهاي تند و خشونت دار فراهم آمده است هيچ يك از اين مفاهيم قابل شناخت نيست .