ازدرياچه تخت سليمان در قرن چهارم ميلادي نامبرده شده است. در صومعه« واتوپدي » در« آتوس » دستنويسي حفظ مي شودكه در آن از يك افسانه ريشه گرفته از ارمنستان گزارش شده است.«ابودلف» نيز در قرن دهم از اين افسانه ياد ميكند. بر اساس اين افسانه هرمز پادشاه ايران فرستاده اي با روغن مقدس و كندر به بيت اللحم مي فرستد. چون پيشگويان و ستاره شناسان با تعبير وتفسيرستارگان به او خبر تولد بچه اي را مي دهند كه معجزه مي كند و براي تغيير و تحول جهان تصميماتي اتخاذ مينمايد. فرستاده سفرش را با ستارگان تطبيق مي دهد و اين سفر هفت ماه طول مي كشد او بچه اي را در غاري پيدا مي كند و آنچه را كه پادشاهش هديه كرده است براي بچه مي برد. مريم مادر بچه به منظور تشكركيسه اي از خاك مقدس پر مي كند وبه او مي دهد تا آن را با خود به ايران ببرد. هنگامي كه فرستاده به نزديك محل تولد ميرسد ضعف بر او غلبه مي كند و به ناچار خود را با آخرين نيرو به در ياچه معجزه دهنده مي رساند. در آنجا كيسهاي را دفن كرده و در مي گذرد. درباره درياچه گفته ميشودكه هر هزار سال يك باربايد باكره اي در آن استحمام كند وبا قدرت زرتشت پسري به دنيا آورد كه موبد موبدان شود
از نخستين روز آفرينش دنيا، تا تكوين و پيدايش خشكيها و درياها، تااينك انسان، بر خليج فارس عمر جهان وزيده است، از بدو تردد فنيقيها تا تحركهخامنشيان و تحريك يونانيان و حركت اسكندر و ماموريت نثار خوس - نثار كوس - و ازاولين جرقههاي فتوحات مسلمانان در شهرهاي ساحلي و جزاير خليج فارس، تا حضور نحسپرتغاليها و هلنديها، و به دنبال آنها كمپاني هند شرقي و انگليسيها، آنهم با ادعايفريبنده صدور تمدن، و استقرار نظم و لغو بردهداري اما به طمع ادويه و ابريشم ومرواريد و غارت گنجينههاي شگفتناك سرزمين افسانهاي هندوستان، ….. و در اين صدسال اخير هم كشف مصيبت بزرگي به نام نفت و امتياز استخراج و ... در كنار حذف تدريجيانگليسيها از صحنه رقابتهاي تراز اول سياست و اقتصاد جهاني، و ماجراي جنگ جهاني وتولد غول بيشاخ و دمي به نام آمريكا و رشد سرطان صهيونيزم و تلاش مستمر و هدفمندبه منظور مهار خطر مسلمانان و سلطه بر منابع انرژي جهان - كه بيگفتگو نيمي از آندر همين دور و بر خليجفارس خوابيده است
جنگل منطقه وسيعي پوشيده از درختان ، درختچه ها و گونه هاي علفي است كه همراه با جانوران وحشي نوعي اشتراك حياتي گياهي و جانوري را تشكيل داده و تحت تاثير عوامل اقليمي و خاكي قادر است تعادل طبيعي خود را حفظ كند.
حداقل سطحي كه براي تشكيل جنگل از نظر علمي لازم است بسته به نوع گونه درختي ، شرايط محيطي و غيره تغيير مي كند. اين مساحت در شرايط معمولي حداقل 3/0 هكتار ( 3 هزار متر مربع ) است. واژه « جنگل » از زبان سنسكريت است و به اكثر زبانهاي اروپايي نيز وارده شده است و معناي جنگل طبيعي و بكر را مي دهد. جنگل بسته به نوع پيدايش آن و خصوصيات ساختاري به جنگل بكر ، جنگل طبيعي ، جنگل مصنوعي يا جنگل دست كاشت طبقه بندي مي شود.
جنگلها به عنوان يكي از مهمترين سامانه هاي حيات بخش بشر جايگاه انكارناپذيري در تامين رفاه ، آسايش و سعادتمندي جوامع بشري دارند.
وجود ارزش هاي متعدد و متنوع اقتصادي و زيست محيطي در پيكره اين منابع ارزشمند الهي ، تكيه گاه مطمئن و استواري براي تداوم و ارتقاي زيست جانوران به ويژه انسان و متضمن شكوفايي حيات جوامع بشري و توسعه پايدار است.
متاسفانه همه ساله سطوح بسيار زيادي از جنگلهاي دنيا بر اثر عوامل متعدد از جمله بهره برداري غير اصولي و مفرط منهدم مي شود. در ميان علل وعوامل امحاء و نابودي جنگلها ، ناآگاهي از خواص و ارزش هاي زيست محيطي اين منابع نيز به سهم خود تاثيرات زيانباري داشته و دارد.
بنابراين به منظور شفاف سازي و جلب توجه اذهان و افكار عمومي ، به مشاركت فعال در ايفاي رسالت خطير ملي و مذهبي براي حفظ ، احياء و توسعه اين منابع ارزشمند ، برخي اثرات زيست محيطي جنگلها را بر مي شماريم تا روند فزايند تجاوز وتخريب جنگلها كاهش يابد و در نهايت متوقف شود ، چرا كه متعقديم حفاظت و توسعه جنگلها با عزم و اراده ملي و همكاري و همدلي هموطنان عزيز و همچنين تلاش مجدانه مسئولين و متخصصين كه زمام امور را در دست دارند امكان پذير است.
يونان درجنوب اروپا واقع شده و آب و هواي مديترانه اي با زمستانهاي معتدل و تابستانهاي گرم و خشك از ويژگيهاي اين كشور است. عمده ترين فرآورده كشاورزي، زيتون است كه به خارج صادر مي شود. درياهايي كه يونان را احاطه كرده اند 70درصد ماهي مورد نياز مردم را تأمين مي كنند. 25 درصد مردم يونان درآتن كه مركز صنعتي محسوب مي گردد سكونت دارند. توريسم در اين كشور بسيار گسترش يافته و درآمد فراواني را نصيب دولت مي كند
افغانستان ، رسماً بخش سنتي افغانستان ، جمهوري در جنوب غربي آسيا ، از شمال با تركمنستان ،
از بكستان ، تاجيكستان ، از شرق با چين و بخشي از قلمرو مورد نزاع جامود كشمير كه توسط پاكستان كنترل مي شود ، در جنوب با پاكستان و در غرب با ايران محدود و مرز بندي مي شود.
افغانستان در سرتاسر تجارت باستاني و خط سير حملات از آسيا به هند واقع شده است . اين موقعيت بزرگترين تأثير در تاريخش بوده است چرا كه محاجمان اغلب آنجا اقامت مي كردند . امروزه جمعيت بسياري گروههاي قومي مختلف را در برمي گيرد . بيشتر مرزهاي فعلي اين كشور در قرن 19 كشيده شده اند ، يعني زماني كه افغانستان مكاني به عنوان سپر ، يا مناطق طبيعي بين روسيه و هند انگليس شد . كابل بزرگترين شهر و پايتخت مي باشد . افغانستان از سال 1973تا1747يك پادشاهي بود ، زماني كه پادشاهي توسط افسران ارتش براندازي شد و كشور جمهوري را اعلام كرد . در سال 1979 اتحاد جماهيرسوسيالست شوروي ( ussr ) به افغانستان حمله كرد و جنگ دهه – طولاني شوروي – افغانستان را تسريع كرد . بعد از فروپاشي شوروي در سال 1989كشور در گير جنگهاي داخلي شد . گروه هاي چريكي كه بر عليه شوروي جنگيده بودند به اعتراض به برقراري دولت مركزي شوروي ادامه دادند . در سال 1992 اين كشور به هرج و مرج افتاد تا طالبان جكمفرما شد كه يك جنبش اساسي اسلامي بود و كنترل كابل را در سال 1996بدست گرفت . اواخر سال 1990 بيشتر باقي مانده كشورد تحت كنترل طالبان در آمده بود كه يك گونه فت و سخت گيراند از قوانين اسلامي را به اجرا در آورد
اروپا قسمتي از پهنه سرزمين وسيعي است بنام « اوراسيا » كه آنرا قاره آسيا فرا گرفته و در منتهي اليه غربي بصورت شبه جزيره اي به سوي اقيانوس اطلس پيش رفته است. در مقايسه با ساير قاره ها اين سرزمين از چند جهت داراي ويژگيهاي خاص است. مثلاً از نظر اقليمي داراي معتدل ترين آب و هوا مي باشد و سراسر آن بجز قسمتي از شبه جزيره ايبري در اسپانيا و نواحي جنوب ايتاليا پوشيده از جنگل است و داراي رودهاي پر آب مي باشد.
ثانياً: داراي پر مضرس ترين سواحل مي باشد كه اين امر از نظر اقتصادي اهميت ويژه اي دارد.
ثالثاً: از لحاظ جغرافيايي اروپا بخشي از اسيا مي باشد اما آنچه به اين سرزمين خصوصيت قاره اي جدا از آسيا را بخشيده ويژگي تاريخي و فرهنگي آن مي باشد بعلت دارا بودن موقعيتطبيعي و شرايط اقليمي مساعد ، اين سرزمين زيستگاه و مأمن مطبوعي براي اقوام مهاجر بود و در تاريخ بعنوان خاستگاه تمدن مشخص شناسايي خسته شده است كه طبق ادعاي برخي از مورخين و جامعه شناسان ريشه هاي آنرا بايد در فرهنگ و تمدن يونان و رم و خاورميانه بخصوص فلسطين ( يهود و مسيح ) جستجو كرد.
این مقاله در دو زبان فارسی و انگلیسی تنظیم شده است.
گناباد
موقیعت جغرافیایی
موقعیت جغرافیایی گناباد با مساحتی حدود 10287 کیلومتر مربع از نظر موقعیت جغرافیایی 34 درجه و 21 دقیقه قرار دارد و شهرستانهای همجوار این شهرستان در شمال تربت حیدریه و کاشمر، مغرب فردوس، مشرق آن خواف و در جنوب قائن قرار است. ارتفاع متوسط این ناحیه از سطح دریای آزاد 1105 متر است. مرکز آن گناباد در 300 کیلومتری مشهد می باشد. و براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای سه بخش به نام های مرکزی، کاخک و بجستان هفت دهستان و 224 آبادی دارای سکنه است.
Geographical Situation
Gonabad town with an area about 1001 Km2 is located in °,4l’ ongitude and 34° , 21’ latitude. The neighboring towns are Torbat Heydarieh and Kashmar in the north, Ferdows in the west and Khaf in the east and Ghae’n in the south. The average height of this area from the open sea level is 1105 meters. tts center, Gonabad is 300 kilometers away from Mashhad and according to the last divisions of the country; it has 3 districts called central, Kakhk and Bajistan— 7 rural districts and 224 residential villages.
نام شهر كاشان در مآخذ اسلامي، ”قاشان“ يا ”قاسان“ ضبط شده و از شهرهاي بسيار قديمي ايران است. به استناد تحقيقات باستان شناسان در تپه هاي سيلك واقع در 4 كيلومتري غرب كاشان، اين ناحيه يكي از نخستين مراكز تمدن و محل سكونت بشر ماقبل تاريخ شناخته شده است. كاشان در زمان ساسانيان منطقه اي آباد بوده است. اين شهر در دوره اسلامي نيز يكي از شهرهاي مهم و معروف عراق و عجم بود. به استناد جغرافي دانان اسلامي، نام قديم كاشان ”چهل حصاران“ نيز بوده است. در سال 442 هـ . ق طغرل اول سلجوقي برشهرهاي بزرگ جبال عجم استيلا يافت. در سال 532 هـ .ق ملك سلجوق بن محمد بن ملكشاه با سپاهيان خود به كاشان حمله برد و خرابي هاي زيادي به بار آورد. درسال 594 هـ .ق يكي ديگر از سرداران سلطان تكش خوارزمشاه به نام مياجق كه حاكم ري بود اينتاج را كشت و براي دست اندازي به فرمانروايي او به كاشان حمله برد وشهر را محاصره كرد، بعد ازمدتي كه نتيجه اي حاصل نشد با مردم كاشان صلح كرد ولي سپاهيانش به روستاهاي اطراف كاشان خسارت زياد وارد كردند. بعد از درگذشت تكش، به فرمان سلطان محمد خوارزمشاه (596 – 618 هـ .ق) فرزندش ركن الدين به حكومت ري، قم، و كاشان منصوب گرديد.