مهندسي، شامل كاربرد روشهاي تجزيه و تحليل اصول فيزيكي براي تبديل موادخام و ساير منابع به فرمي كه رضايت و احتياجات آدمي را تامين كند، ميباشد. با پيشرفت علم و تكنولوژي و تعامل اين دو با هم، تخصصها و گرايشهاي مختلف مهندسي بوجود آمدهاند. در اين ارتباط مهندسي صنايع رشته نسبتاً جديد است كه ضمن برخورداري از مفهوم كلي مهندسي، حوزههاي كاري فراتري را در مقايسه با ساير رشتهها مورد توجه قرار ميدهد. نوشته حاضر سعي دارد مطالبي را جهت آشنايي با مهندسي صنايع در قالب سر فصلهاي ذيل ارائه نمايد. مهندسي صنايع چيست؟ تاريخچه مهندسي صنايع. اهميت مهندسي صنايع. اصول فكري و ديدگاهها در مهندسي صنايع. زمينههاي فعاليت مهندسي صنايع.
يكي از بهترين تعريف هايي كه از مهندسي برق شده است، اين است كه محور اصلي فعاليت هاي مهندسي برق، تبديل يك سيگنال به سيگنال ديگر است. كه البته اين سيگنال ممكن است شكل موج ولتاژ يا شكل موج جريان و يا تركيب ديجيتالي يك بخش از اطلاعات باشد.
مهندسي برق داراي 4 گرايش است كه در زير بطور اجمالي به بررسي آنها مي پردازيم و در قسمت معرفي گرايشها به تفصيل در مورد هر كدام صحبت خواهم كرد.
در معرفي علم فيزيك دكتر پروين استاد فيزيك دانشگاه اميركبير ميگويد: «فيزيك علم زندگي و اصلا علم حيات است» . و يا دكتر منيژه رهبر استاد فيزيك دانشگاه تهران معتقد است هر چيزي كه در اطراف خويش ميبينيم به فيزيك ربط پيدا ميكند. همچنين پاسخ به بسياري از سوالهايي را كه هميشه ذهن بشر به آن مشغول بوده است به وسيله علم فيزيك ميتوان داد. مثل اين كه دنيا چگونه بوجود آمده است؟ از چه تشكيل شده و كوچكترين جزء آن چيست؟
در كل ميتوان گفت كه جهان در بزرگترين مقياس تا ريزترين مقياس در ارتباط با علم فيزيك ميباشد.
يكي ديگر از استادان دانشگاه نيز فيزيك را دانش كشف و استفاده عملي از قوانين و روابط حاكم بر پديدههاي طبيعي مينامد كه مبناي اين دانش بر تجربه و آزمايش استوار است.
شيمي علم اتمها، پيوندها و مولكولهاست. دانشي كه ميتواند خواص ماده، چگونگي تغييرات و شيوه توليد آنها را از هسته اتم گرفته تا كهكشانها بررسي كند و رشته شيمي، رشتهاي است كه به پرورش متخصصاني ميپردازد كه با مطالعه و تحقيق و آزمايش به ابداع و نوآوري پرداخته و يا فرآوردههاي شيميايي را كنترل ميكنند.
دكتر محمدحسين رفيعي استاد شيمي دانشگاه تهران در معرفي اين رشته ميگويد:
«رشته شيمي داراي دو بخش علم شيمي و صنايع شيمي است كه علم شيمي به عنوان يكي از علوم پايه زيربناي علوم مختلفي همچون بيولوژي ، بيوتكنولوژي ، پزشكي ، دندانپزشكي ، داروسازي و رشتههاي متعدد مهندسي است. اما صنايع شيميايي عبارت است از صنايعي كه در آنها واكنش شيميايي انجام ميگيرد يعني اقسام مواد اوليه تبديل به محصولات جديد ميگردد كه خواص اين محصولات تا حدودي با مواد اوليه متفاوت است.»
رياضيات علم نظم است و موضوع آن يافتن، توصيف و درك نظمي است كه در وضعيتهاي ظاهرا پيچيدهنهفته است و ابزارهاي اصولي اين علم ، مفاهيمي هستند كه ما را قادر ميسازند تا اين نظم را توصيف كنيم» .
دكتر ديبايي استاد رياضي دانشگاه تربيت معلم تهران نيز در معرفي اين علم ميگويد:
«علم رياضي، قانونمند كردن تجربيات طبيعي است كه در گياهان و بقيه مخلوقات مشاهده ميكنيم . علوم رياضيات اين تجربيات را دستهبندي و قانونمند كرده و همچنين توسعه ميدهند
حسابداري يك سيستم است كه در آن فرآيند جمعآوري، طبقهبندي ، ثبت، خلاصه كردن اطلاعات و تهيه گزارشهاي مالي و صورتهاي حسابداري در شكلها و مدلهاي خاص انجام ميگيرد. تا افراد ذينفع درون سازماني مثل مديران سازمان و يا برونسازماني مثل بانكها، مجمع عمومي سازمان مورد نظر و يا مقامات مالياتي بتوانند از اين اطلاعات استفاده كنند. به همين دليل فردي كه تحصيلات دانشگاهي ندارد، بيشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا كه گزارشهاي اين دسته از افراد مطابق استاندارد نيست و پردازش كافي نميشود و بيشتر تراز حسابها ميباشد. براي مثال يك حسابدار تجربي نميتواند براحتي بين دارايي كوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و يا نميداند كه چگونه بايد معاملات ارزي را در دفاتر ثبت كرد.
«و نسان هلندي» - نامي كه خود بر خويشتن نهاده بود- كمترين قرابتي با آن ولگرد يا دهقاني كه در حالتي سرشار از جنون و جذبه دست به نقاشي مي زد، همان تصويري كه در بسياري از كتابها و فيلم ها از او به دست مي دهند، نداشت. ونسان ، مهربان ، ملايم و گشاده دست بود، از بيماري هول انگيزي كه دردي جانكاه در مغز و تنش انداخته بود و هر چند گاه او را به موجودي ديگر، به موجودي عصبي و خشن بدل مي كرد رنج مي برد. در جستجوي شخصي خود در كشف حقيقت همچنين به كند و كاو در حقيقت مردم ساده زحمتكش، مطرود تباه شده نيز مي پرداخت
نادر موسس سلسله افشاريه در محرم 1100 هجري در دستگرد (از توابع درگز خراسان) متولد شد. ظاهراً طايفه افشار (اوشار) از اقوام ترك صحرانشين بودند. معروف است كه اين طايفه از بيم حمله مغول، تركستان را ترك كرده در آذربايجان استقرار يافتند.
شاه اسماعيل صفوي شعبه اي از اين قوم را به خراسان شمالي كوچاند و در نواحي ابيورد ساكن كرد تا سدي در برابر حملات ديگر چادر نشينان به شهرهاي آباد خراسان باشند. قشلاق افشارها در حوالي دستگرد و درگز بود.
اسمش شيخ يونس, پدرش در استادسرا بود اما اصلا اهل زيده بود و بزرگ شده رشت بود. ميرزا در مدرسه حاج حسن صالح آباد و مدرسه جامع راسته زرگرها و در مدرسه محموديه تهران درس خواند. علي التحقيق ميرزا صرفل را به پايان رسانيد. انقدر خوش استعداد بود كه در مسير اجتهاد افتاد
شهيد سيد حسنمدرس روحاني بيدارگر و بيدار عليه رضاخان قلدر در حدود سال 1287 قمري ( تاريخ دقيقتولد ايشان معلوم نيست ) در قريه « سرابه كچو » از توابع اردستان متولد شد . پدرش حاج سيد اسماعيل و جدش سيد عبدالباقي از طايفه مير عبادين بودند . شغل پدر و جدش منبر و تبليغ احكام بود . حدود شش سال داشت كه به اتفاق خانواده به « قمشه »در جنوب اصفهان مهاجرت نمودند . حدود 14 سال از عمر شهيد مدرس مي گذشت كه پدربزرگش مرحوم شده و حسب الوصيه آن مرحوم تقريباً در 16 سالگي به جهت تحصيل به اصفهان وارد شد و در 21 سالگي پدر بزرگوارش از دنيا رفت