توماس آلوا اديسون در روز يازدهم فوريه سال 1847 در شهر ميلان در ايالت اوهايوىآمريكا به دنيا آمد. بحق مى توان گفت كه اديسون يكى از آن افرادى بود كه از اقشارپائين اجتماع منشاء گرفت و بعدها به شهرت و ثروت فراوان رسيد (توماس اديسون درآمريكا تحت عنوان «از ظرف شويى به ميليونرى رسيدن» ناميده مى شود). .
در مورد اديسوننقل قول ها و داستان هاى بسيارى وجود دارد كه نمى توان به دقت گفت كداميك واقعيتدارند. به همين دليل هنوز هم در صحت برخى از موارد شك و ترديد وجود دارد. براى مثالهنوز هم مشخص نيست كه آيا علت سنگينى گوش اديسون سانحه اى در حين انجام آزمايش هايشبا مواد شيميائى بوده يا بر اثر يك بيمارى بروز كرده است. مسلم اين است كه اديسوناين نقص شنوايى خويش را با ميل تمام و اغلب به سود خود به كار مى گرفت.
تحقير و فشار نسبت به موالي ، عرب را با ماجراي شعوبيه مواجه كرد. اين شعوبيه كساني بودند كه در مقابل غرور نژادي بيش از حدي كه اعراب داشتند نه فقط منكر تفوق و سيادت فطري آنها ـ چيزي كه خود اعراب ادعا مي كردند ـ بودند ، بلكه تمام اقوام عالم را مساوي مي شمردند و تفاخر و تعصب عرب را مخالف اسلام و قرآن مي دانستند و رد مي ركدند. دعوي اين قوم كه « اهل تسويه » خوانده مي شدند دستاويز طبقات ناراضي و پرجوش و خروش موالي گشت كه نه تنها سيادت فطري عرب را انكار مي كردند بلكه عرب را از اقوام ديگر هم پست تر مي شمردند و در ذكر مطاعن آن قوم به افراط و مبالغه مي گراييدند. چنانكه در مقابل اعراب كه ايرانيها را علوج و عجم و اسراء و موالي مي خواندند اينان خويشتن را فرزندان جم و خسرو و ابناء احرار نام مي نهادند و چنان هر ايراني گمنام دعوي انتساب به خاندي كسري و قباد مي كرد كه به قول يك شاعر عرب گيويي نبطيها هرگز در جهان نبوده اند
رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنهاى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 13 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند
كريم خان زند ، پايه گذار سلسله زنديه محسوب مي شود . اقبال جهانگشايي او ، بيش از هر چيز مديون اعتشاشاتي بود كه پس از قتل نادر در ايران سربرآورد و از سابقه دراز هفتاد يا هشتاد ساله اي برخوردار بود . وي قريب سه سال بعد از درگذشت نادر شهرتي نداشت و در ميان قبيله خود ، كه به دستور نادر در سال 1144 ه . ق . به خراسان كوچانيده شده بودند ، از حيثيت متعارفي برخوردار بود .
هنگامي كه چنگيز خان متصرفات خود را ميان فرزندانش تقسيم كرد ، آسياي مركزي و ماوراء النهر را به جغتاي داد ، مدتي بعد قلمرو نوادگان جغتاي نيز مانند قلمرو ايلخانان در ايران ، به دليل جنگ ميان فرماندهان مغول دچار آشفتگي شد . از جمله ي اين فرماندهان ، شخصي به نام تيمور بود كه ادعا مي كرد از بستگان چنگيز است وي كه فرماندهي بي باك و در عين حال بي رحم بود توانست به تدريج بر آسياي مركزي و ماوراء النهر حاكم شود .
نادرشاه افشار در قلعه دستجرد درگز در خانواده اي از ايل قرقلو از طايفه افشار چشم به جهان گشود و به نام جد خود (نورقلي بيك) موسوم گرديد. وي با شجاعت و شهامتي كه در دوران جواني در مقابله با حملات طوايف مختلف از خود نشان داد. از طرفي به دليل ضعف شاه صفوي بر اثر آخرين شكست از نيروهاي عثماني نادر به پادشاهي ايران برگزيده شد.
در زمان پادشاهي نادر ايران از جنبه هنري و فرهنگي پيشرفت زيادي نكرد. به همين دليل در كتاب هاي هنري و در رشته هاي مختلف هنر جاي مكتب افشاريه خاري است و از مكتب صفوي به سراغ قاچار رفته اند. و اگر اثر هنري يا فرهنگي از نادر به جاي مانده بيشتر جنبه معماري دارد.
ترتيب اداره مملكت پهناور ايران ( بعد از خارج شدن از استيلاي عربها ) ، به صورتي درآمد كه ولايتهاي ايران ،كمابيش به حالت نيمه مستقل امور خود را انجام مي دادند . اين ترتيب حكومت ، به خصوص در اواخر عصر غزنوي و در تمام دوره سلجوقي به صورت چشمگيري توسعه و گسترش يافت.
تركمانان سلجوقي به سبب وسعت ممالكي كه به دست آورده بودند ، اداره آن را از حالت تمركز خارج ساختند ، ( به خصوص كه خود نيز پايتخت ثابت نداشتند ). سلجوقيان به تناسب رعايت اوضاع زمان ،نيشابور مرو،اصفهان و اندك زماني نيز ، بغداد را پايتخت خويش قرار دادند . البته ، اين غير از موقيعت سلجوقيان كرمان و سلجوقيان آناتولي است كه هر كدام پايتختهاي خاص خود را داشتند ( اگر چه ،آن نيز به نوبه خود متغير بود) . به عنوان مثال ،سلجوقيان كرمان هفت ماه گرم از سال را در كرمان ( بردسير ) و پنچ ماه سرد را در جيرفت ( قمادين ) مي گذراندند كه تا پايتخت زمستاني ، بيش از چهل فرسنگ ( 240 كيلومتر ) فاصله داشت
ايل قاجار طايفهاي از تركان بودند كه در روزگار حكومت مغول بر ايران به اين كشور كوچ كردند و سپس در نواحي ارمنستان سكني گزيدند.
به هنگام تشكيل سلسله صفوي توسط شاه اسماعيل اين طايفه نيز در شمار ايالاتي بودند كه به ياري وي پرداختند و بعدها در جرگة قزلباشها درآمدند.
حكومت قاجارها در ايران از سال 1210 ه.ق يعني زمان تاجگذاري آقامحمدخان در تهران آغاز گشت و از طايفه هفت تن به حكومت رسيدند كه نخستين فرد آنان محمدخان و آخرين آنان احمدشاه است.
سلطنت آقا محمدخان
در آخرين ساعتهاي عمر كريمخان آقا محمدخان كه پس از كشتهشدن پدرش در شيراز تحت نظر كريمخان زند به سر ميبرد از شيراز خارج شد و همراه عدهاي از قاجارها به تهران عزيمت كرد.
يعقوب فرزند إسحاق، كه او را اسرائيل (بنده خدا) ميگويند دوازده فرزند داشت كه چهارمين فرزند او (يهوذا) بود.
يهوذا وبرادرانش با پدر خود يعقوب، در كنعان (فلسطين) سكونت داشتند و پس از واقعه مشهورحضرت يوسف كه يهوذا هم در آن شركت داشت، در سال1740 قبل از ميلاد، كنعان را به عزممصر ترك گفتند.
آن روزها مصر مملكت پر جمعيّت و با ثروتي بود و هركس بر آنحكومت ميكرد، چنان بود كه بر جهان حكومت ميكند.
هنگامي كه برادران يوسفوارد اين سرزمين شدند حضرت يوسف پادشاه آن بود، از اين جهت آنها زندگي بسيار باشكوهي بهم زدند. و كمكم تعدادشان از هزار تجاوز كرده و قبائل متعددي را تشكيلدادند.
در اوايل سدهي نوزدهم ميلادي، شباهت شيميايي و فيزيكي عناصر توجه شميدانها را به خود جلب كرد.در سالهاي 1817 و 1829 يوهان دوبراينر مقالههايي منتشر كرد و در آنها خواص مجموعههاي سهتايي از فلزات را مورد بررسي قرار داد(Ca, Sr, Ba; Li, Na, K; Cl, Br, I; S, Se, Te) . عناصر هر مجموعه داراي شباهتهايي هستند و وزن اتمي عنصر دوم در هر مجموعه تقريبا ميانگين اوزان اتمي دو عنصر ديگر است.
در سالهاي بعد بسياري از شيميدانها براي طبقهبندي عناصر به صورت گروهها، بر مبناي شباهت خواص آنها تلاش كردند.طي سالهاي 1863و 1866، جان نيوزلند «قانون اكتاو»هاي خود را پيشنهاد كرد. نيوزلند تاكيد كرد كه وقتي عناصر را بر حسب افزايش وزن اتميشان فهرست ميكند، عنصر هشتم به عنصر اول شباهت دارد،عنصر نهم به عنصر دوم، و همينطور نيوزلند، اين رابطه را با اكتاهاي موسيقي مقايسه كرد. متاسفانه، رابطه واقعي پيچيدهتر از آن است كه نيوزلند تصور ميكرد. زماني كه او قانون قانون اكتاوهاي خود را پيشنهاد كرد، كار او تا حدودي ساختگي به نظر ميرسيد و ساير شيميدانها اعتنايي به آن نكردند.اما، سالها بعد به خاطر اين كار، نشان ديوي به وسيلهي انجمن پادشاهي به نيوزلند داده شد.