هدف از مراقبتهاي دوران حاملگي، تأمين و حفظ سلامت مادر و جنين اوست. در طي اين مراقبتها مادران براي زايماني طبيعي آماده مي شوند. آموزشهاي لازم را در زمينه خطرات، عوارض و مسايل طبيعي همراه حاملگي فرامي گيرند که نتيجه آن حفظ سلامت جسمي و روحي مادر و کاهش مرگ و مير مادران به دليل عوارض بارداري مي شود.
2- بهترين سن حاملگي چه سني است؟
بهترين سن براي بارداري بين 35-18 سالگي است.
3- حاملگيهاي زودرس و ديررس چه عوارضي را به همراه دارند؟
حاملگيهاي زودرس به دليل عدم بلوغ فيزيولوژيک، نداشتن آمادگي و اطلاعات لازم، مشکلاتي را ايجاد مي کند. حاملگيهاي سنين پايين که لگن هنوز به رشد کافي و کامل خود نرسيده است مي تواند براي مادر باردار خطراتي را به دنبال داشته باشد. حاملگي در سنين بالا باعث نقايص مادرزادي مي شود.
بهداشت مجموعهاي از علوم مختلف است و بطور کلي منظور از آن، انجام کارهايي براي جلوگيري از ابتلا مردم به بيماري و رسيدن به سلامتي است. تعريف سازمان بهداشت جهاني (WHO) از بهداشت به صورت زير است: بهداشت علم و هنر پيشگيري از بيماريها و طولاني کردن عمر و ارتقا سلامتي بوسيله کوششهاي متشکل اجتماعي است.
کوششهاي اجتماعي
منظور از کوششهاي اجتماعي موارد زير است:
آموزش بهداشت بهداشت محيط تشخيص بيماريها پيشگيري عليه بيماريها عفوني ايجاد يک سيستم اجتماعي که هر فرد بتواند از حق طبيعي خود برخوردار باشد.
با فراهم آوردن اين امکانات سلامتي مردم تامين ميشود. البته امروزه دامنه بهداشت عمومي توسعه يافته است و تامين سلامتي سالخوردگان، مادران، تغذيه، جامعه، نوتواني، آلودگي هوا و آلودگي صوتي جز وظايف بهداشت قلمداد شده است. در علوم تجربي عوامل در شرايط يکسان نتيجه يکسان بدست ميدهند، يعني از ترکيب دو اتم هيدروژن با يک اتم اکسيژن، آب بدست ميآيد. اما بايد توجه داشت که در مورد يک امر بهداشتي مثل واکسيناسيون، تنها جنبه علمي قضيه کافي نيست. زيرا يک برنامه بهداشتي موفق لزوما در منطقه و فرهنگ ديگر موفق نميباشد، چون جنبههاي اجتماعي، اقتصادي، رواني و ... نيز موثرند. پس بهداشت هنر است.
هدف ديگر بهداشت، طولاني کردن عمر انسان است. عوامل مختلفي بر طول عمر اثر دارند و از آن جمله رفاه اقتصادي، آرامش فکري، خدمات پزشکي، تغذيه، حقوق بشر، آموزش، ارتباط مردم با دوست و با همديگر، آزادي و روابط دولت و ملت است. بايد توجه داشت باشيم که امروزه اصطلاحات متفاوتي از نظر ظاهر براي بهداشت مطرح است. مثل بهداشت جامعه، جامعهشناسي بهداشت، پزشکي اجتماعي، پزشکي جامعه نگر و ... که در واقع همگي مترادف بهداشت عمومي هستند. بايد گفت مفهوم تمام اين عناوين يکي است، ولي طرز نگرش آنها با هم متفاوت است، چون نيازهاي جوامع باهم تفاوت دارد.
اعتياد يك بيماري زيست شناختي، روانشناختي و اجتماعي است عوامل متعددي در اتيولوژي سوء مصرف و اعتياد موثر هستند كه در تعامل با يكديگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتياد مي شوند. عوامل موثر بر فرد، محيط فرد و كليه علل و عوامل درهم بافته اي هستند كه بر يكديگر تاثير مي گذارند. درك كليه علل و عوامل زمينه اي موجب مي شود تا روند پيشگيري، شناسايي، درمان و پيگيري به طور هدفمند طرح ريزي شود.
بنابراين، آشنايي با عوامل زمينه ساز مستعد كننده در مقابل آن از دو جهت ضرورت دارد:
1- شناسايي افراد در معرض خطر اعتياد و اقدامهاي پيشگيرانه لازم براي آنان؛
2- انتخاب نوع درمان و اقدامهاي خدماتي، حمايتي و مشاوره اي لازم براي معتادان.
عوامل مخاطره آميز
عوامل مخاطره آميز مصرف مواد شامل عوامل فردي، عوامل بين فردي و محيطي و عوامل اجتماعي است.
تعريف اختلالات مربوط به اعتياديا مبتني بر كميت، فراواني و يا شدت رفتارهاي مواد جويانه از طرف بيمار ميباشد ويا اينكه اصطلاح ”مصرف غير قانوني مواد“ مبناي تعريف اختلالات مربوط به اعتياد قرارميگيرد.
امروزه در محافل دانشگاهي به جاي اعتياد از وابستگي به مواد (substance dependence) نام برده ميشود، هر چند كه در ميان مردم اين بيماري ”اعتياد“ و خودبيمار به عنوان معتاد شناخته شده است.
بيمار وابسته به مواد عليرغم تجربه مشكلاتمتعدد ناشي از مصرف مواد قادر بر قطع مصرف آن نيست. مصرف مواد يك الگوي رفتاريناسازگارانه و بيمار گونه است كه بروز علائم رفتاري، رواني، شناختي و جسمي بهاختلالهاي باليني در فرد مصرف كننده منجر ميشود. اين اختلالها عبارتند از:
1- ايجاد تحمل: بيمار در دفعات بعدي مصرف مواد براي رسيدن به سطح قبلي رواني و جسمانيناشي از اثر مواد بايد مقادير بيشتري از آن را مصرف كند.
2- بروز علائم ترك: عدممصرف مواد علائم جسماني و رواني ترك مانند بيقراري، اضطراب، بيخوابي، درد عضلات،اسهال و استفراغ ظاهر ميشود.
3- تمايل بعدي: هوس، در بيشتر بيماران پس از قطعمصرف مواد وجود دارد ولي بيمار قادر به كنترل هوس و ترك مصرف اين كارنميباشد.
4- بيمار براي تهيه مواد، هزينه، وقت و سرمايههاي ديگران و خانوادهرا مصرف ميكند.
معتادي كه در اثر ابتلا به بيماري اعتياد, انواع و اقسام جرم را مرتكب ميشود, بايستي مسئوليت جرمهايي را كه مرتكب ميشود, بپذيرد و عقوبت آن را هم تحمل نمايد. اين گُنگي حتي در قوانين كشور آمريكا هم وجود دارد و هنوز مسئولان قوة قضاييه آمريكا و پزشكان متخصص در مورد تعريفي كه بتواند براي هر دو طرف قابل قبول باشد, به توافق نرسيدهاند. من شخصاً در آمريكا بهعنوان معتاد دستگير شدم. در ايران هم مانند آمريكا چنين قانوني وجود دارد كه اعتياد جرم است و معتاد مجرم شناخته ميشود, اما اعتياد در اين دو كشور بهعنوان بيماري نيز تعريف شده و در حال حاضر براي برخورد با آن راههاي مختلفي پيشنهاد شده است. در ايران, مدت كوتاهي است كه برخورد با مسئلة اعتياد و راههاي رهايي از آن جدي گرفته شده است. بعد از سالها دوري از وطن, دو روز پس از ورود من به ايران يعني سي و يكم فروردين 1373 با كمك سازمان بهزيستي و چند نفر از دوستان هميار و همراه كه در خارج از كشور با پديدة بهبودي و رهايي از بيماري اعتياد آشنا شده بودند, ?گروههاي خودياري دوازدهقدمي? را در مركز بازپروري قرچك ورامين كه مركز بازپروري تهران بود داير كرديم. درآن زمان يكي از مسئولان ادارة بهزيستي به ما گفت: ?ما براي شما هنوز فكر درستي نكردهايم و عدهاي معتقدند كه شما مجرمايد و امكان ترك براي شما وجود ندارد و بايد امثال شما را گذاشت سينهكش ديوار و در عين حال كساني هم هستند كه ميگويند شما بيماريد و ما هنوز نميدانيم كه به كدام يك از اين دو دسته توجه كنيم و گرايش پيدا كنيم. حالا شما بياييد كارتان را شروع كنيد, ببينيم چه ميشود.? ايشان يعني همين شخصي كه اين حرف را زد, اكنون در زمرة نزديكترين و صميميترين دوستان ماست. حدود نُهسال است كه از حضور ما در ايران و تشكيل انجمنهاي دوازدهقدمي ميگذرد.
با استفاده از مقاله محمد فلاح ( دبير كل سابق ستاد مبارزه با مواد مخدر رياست جمهوري ايران )
اعتياد ، سالها تنها به عنوان يك « جرم » شناخته مي شد و فرد معتاد را صرفاً يك « مجرم » مي شناختند . تحقيقات جامعي كه به ويژه در دانشگاه « يل » انجام گرفت بروز تغييرات شيميايي و حتي ، فيزيكي در بافت مغز افراد معتاد را به اثبات رساند و كارشناسان ، امروزه اعتياد را يك بيماري مزمن و عود كننده مي شناسند كه به صورت حمله هاي متناوب « احساس نياز » و « مصرف » ماده مخدر تظاهر مي يابد . متأسفانه به نظر مي رسد كه در برخورد با معضلات و مشكلاتي كه اهميتي به مراتب كمتر از اعتياد دارند منطقي تر برخورد مي شود . عذر يك فرد سيگاري كه با قيافه حق به جانب ادعا مي كند كه « مجبور است » سيگار بكشد ؛ به راحتي پذيرفته مي شود و خيلي مؤدبانه از او مي خواهند كه در محل مجزايي به استعمال دخانيات مشغول شود .
امروزه يكي از مسائل مهمي كه فكر بسياري از مسئولين و دستاندركاران نظام تعليم وتربيت كشور ما را بخود مشغول كرده است ، مسائل ناشي از نارسائيهاي نظام جديدميباشد كه منجر به افت تحصيلي دانشآموزان دبيرستانهاي دخترانه مشهد شده و خودبعنوان يك مسئله اساسي مطرح ميباشد. اين پژوهش در پي شناخت عوامل مربوط به ساختارو محتواي نظام جديد آموزش متوسطه بوده، كه زمينههاي لازم را براي افت تحصيليدانشآموزان فراهم كرده است . فرضيههايي كه بدين منظور تدوين شده عبارتند از: -1شيوه برنامه ريزي دروس در نظام جديد آموزش متوسطه يكي از عوامل مؤثر بر افت تحصيليدانشآموز محسوب ميشود. -2 تغييرات مكرر آئيننامهها و دستورالعملهاي اجرائينظام جديد آموزش متوسطه از جمله عوامل مؤثر بر افت تحصيلي دانشآموزان است . -3 حجمزياد و سنگين دروس از جمله عوامل مؤثر بر افت تحصيلي دانشآموزان محسوب ميشود. -4شيوههاي سنتي تدريس يكي از عوامل مؤثر بر افت تحصيلي دانشآموزان محسوب ميشود. -5نحوه انتخاب رشته در نظام جديد يكي از عوامل مؤثر بر افت تحصيلي دانشآموزان است .-6 عدم تمايل دانشآموزان ضعيف نسبت به ادامه تحصيل در شاخههاي كار و دانش و فنيو حرفهاي يكي از عوامل مؤثر بر افت تحصيلي دانشآموزان است . ضمنا نگرش دبيراننسبت به هر يك از فرضيههاي فوق با سابقه خدمت آنان بررسي و رابطه ميان هر يكسنجيده شده است . جامعه اين پژوهش متشكل از كليه دبيران شاغل در دبيرستانهايدخترانه نظام جديد و كليه دانشآموزان دختر مشغول به تحصيل در اين دبيرستانها كهلااقل ترم چهارم و بيشتر بوده و در يك يا چند درس افتادهاند، در نواحي 6 گانهشهرستان مشهد است
آیا تاکنون از خود پرسیدهاید که چرا از امتحان میترسید؟
آیا تابحال به صورت عمیق به این موضوع فکر کردهاید که چه عواملی در ترس و اضطراب نسبت به امتحان مؤثر بودهاند؟
آیا در زندگی تحصیلی راههایی برای کاهش این نوع اضطراب یافتهاید؟
بدون تردید ترس از امتحان بین دانش آموزان و دانشجویان تقریبا همه گیر و رایج است و میتوان گفت مهمترین علت این موضوع ، نتیجهای است که از امتحان بدست میآید. نتیجهای که مدرک قبولی یا مردودی محسوب گردیده و باعث ارتقاء ، تهدید ، تشویق و یا تنبیه میگردد. گاهی اوقات این نتیجه میتواند سرنوشت را نیز رقم زند. به همین علت هر چه نتیجه ، حساسیت و اهمیت بیشتری داشته باشد، به همان نسبت میتواند اضطراب و ترس از امتحان گردد، که برخی از آنها عبارتند از:
1.ترس از فراموش کردن مطالب خوانده شده.
2.سختگیری مدرسین در طی سال تحصیلی.
3.انتظار بیش از حد والدین.
4.عدم وجود خود باوری در فرد.
5.نامشخص بودن سؤالات.
اکنون که برخی از عوامل ایجاد کننده ترس از امتحان مشخص شدند، لازم است عوامل کاهش دهنده این نوع ترس را نیز بدانیم. در خصوص روشهای کاهش ترس از امتحان نظرات مختلفی وجود دارد که مهمترین آنها به شرح زیر میباشند:
ایجاد محیطی آرام و به دور از تشنج
علاوه بر تلاش والدین برای ایجاد چنین محیطی برای مطالعه فرزندان ، فرزندان نیز بایستی کوشش نمایند.