بيست و چهارممهر،روز پيوند اوليا و مربيان است. در هفته ?پيوند? كه از اين روز آغاز مى شود به دعوتمدير مدرسه، اولياى دانش آموزان، در جلسه اى گرد هم مى آيند. مدير گزارشى ازفعاليت هاى سال گذشته خود و همكارانش را به اوليا ارائه مى دهد و مشكلات مدرسه رابا آنها در ميان مى گذارد و در پايان تعدادى از اوليا براى عضويت در انجمن داوطلبمى شوند. پس از راى گيرى نمايندگان اوليا در انجمن تعيين مى شوند. انجمن اوليا ومربيان يكى از قديمى ترين نهادهاى مدنى است. آغاز همكارى خانه و مدرسه در قالبانجمن به سال ۱۳۲۶ شمسى برمى گردد. در آن سال شوراى عالى فرهنگ، تشكيل اين انجمن هارا در همه آموزشگاه ها و شرح وظايف آنها را تصويب كرد. در سال ۱۳۴۶ شمسى، انجمناوليا و مربيان ايران تاسيس شد و به ثبت رسيد. در مرامنامه انجمن آمده است: ?انجمنملى اوليا و مربيان ايران سازمانى است غيرانتفاعى و غيردولتى، اين موسسه با همكارىو پشتيبانى كسانى كه به تربيت عمومى نونهالان و نوجوانان علاقه دارند تشكيل مى شوندو هدف هاى معين و مشخصى را بر محور سياست هاى كلى آموزش و پرورش كشور و با معيارهاىفدراسيون بين المللى اوليا و مربيان براى نيل به هدف هاى خود تعقيب مى كند
انديشه اداره كلاس مثبت روش درست آموزش كودكان، به درستي با رفتار درستبا شهروندان مشابه است. ما يك انديشه داريم . آرزوي ما، درباره مدارسي است كه درآنها با نوجوانان، با احترام رفتار مي كنند و فرصت هايي براي يادگيري مهارتهايي كهآنها براي زندگي توأم با موفقيت خود نياز دارند، فراهم مي شود. اين انديشه، در موردمدرسه هايي است كه بچه ها هرگز تجربه تحقير به هنگام شكست را نداشته باشند، و درعوض با فرصتهاي يادگيري كه از اشتباه هاي خود در يك فضاي ايمن به دست مي آورند،احساس قدرت كنند. در اين مدرسه ها، خطا و اشتباه پذيرفته مي شود و به مثابه يك فرصتيادگيري مورد توجه قرار مي گيرد. اين، انديشه اي است در مورد مدرسه هايي كه درآنها، دانش آموزان احساس همكاري را توأم با رقابت صحيح فرا مي گيرند. در اينمدرسه ها، معلمان و دانش آموزان، براي حل مسائل، با هم تشريك مساعي دارند. اينانديشه، درباره دانش آموزان و معلماني است كه به يكديگر كمك مي كنند تا محيطي خلقكنند كه در آن روح هيجان براي زندگي و يادگيري بدمد، براي اينكه ترس و احساس هايبي كفايتي و نااميدي ديگر نتواند بخشي از محيط يادگيري آنان باشد و در نهايت، نتيجهاين است كه يك سامانه آموزشي موفق كه نوجوانان را پرورش مي دهد و به آنها مهارتها ونگرشهايي مي دهد، پديد خواهد آمد. اين سيستم مدرسه اي به آنها كمك خواهد كرد كه فقرشادي نداشته باشند و به مثابه عضوي از افراد جامعه ، مشاركت داشته باشند. معلمان ودانش آموزان عضو اين سامانه مي دانند كه انديشه پديد آمدن چنين مدرسه هايي، بر پايهروشهايي مبتني بر احترام متقابل استوار است.
تعيين تأثير سيستم آموزشي در ميزان تمايل به فراگيري معماري در دانشجويان مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد
بيان مسأله :
نوع روند آموزش به خصوص در رشته معماري به گونه اي است كه بسياري از دانشجوياني كه با علاقه قبلي وارد دانشگاه مي شوند در برخورد با اين نوع روند دچار سردگمي شده و در بسياري موارد اين علاقه كمرنگ تر مي شود. در مواردي نيز منجر به انصراف دانشجو و پذيرش در رشته ديگري مي گردد و تعداد كثيري از دانشجوياني كه در رشته باقي مي مانند تنها به تحويل پروژه اكتفا كرده و هيچگونه مطالعه و تحقيقي كه متناسب با اين رشته باشد، انجام نمي دهند. با توجه به اينكه ما خود دانشجوي رشته معماريهستيم و از نزديك با اين مشكلمواجهيم تا حد زياديمي توانيم بابيان مشكل و شناساندن آن به دانشجويان يا حتي استادان، در رفع آن تلاش كنيم. زيرا در صورت تداوم باعث كاهش ميزان خلاقيت و فعاليت دانشجو و در نتيجه افت تحصيلي مي شود. بايد توجه داشت كه در حال حاضر نيز بسياري از پروژه هاي ساخته شده با وجود مهندس معمار در طراحي حرفي براي گفتن ندارند. با افزايش اين روند وضعيت معماري كشور به سوي انحطاط و واپسزدگي پيش مي رود.
تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي
چكيده :
يكي از ويژگيهاي مهمي كه پديده فناوري اطلاعات و ارتباطات از آن برخوردار است ،اينست كه باعث ميشود ارتباط انسان با انسان ، همچنين انسان با محيط تسهيل يافته و ارتقاء يابد . فناوري اطلاعات و ارتباطات به دليل قدرت تحولپذيري و توانايي برقراري ارتباط پويا كه ميتواند با دانشآموزان داشته باشد ، از نقش مهمي در انتقال دانش برخوردار است . درباره تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات درحوزه تعليم و تربيت دو ديدگاه وجود دارد . رويكرد اول كه به رويكرد اصلاحگرا نام گرفته ، براين باور است كه اثر فناوريهاي جديد ( اطلاعات و ارتباطات ) بر آموزش و پرورش تدريجي بوده و اين پديده باعث ميشود كه آموزش به شيوه سنتي ، تنها به گونهاي كارآمدترانجام شود . بعبارت ديگر ICT باعث تسريع اصلاحات در آموزش و پرورش ميشود . در كنار اين رويكرد ، رويكرد تحولگرا مطرح است كه معتقد به تحولزايي ICT در آموزش و پرورش ميباشد و بر اين باور است كه فناوري اطلاعات و ارتباطات ، ابزارها و حتي خطمشيها و اهداف تعليم و تربيت را به صورت اساسي تغيير داده و متحول ميكند . اين مقاله تلاش دارد با بيان نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزه تعليم و تربيت ، به بررسي تاثير اين پديده بر روي برنامه درسي بپردازد . برنامه درسي را ميتوان دستور كار آموزش دانست بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي فوايد فراواني به همراه دارد . از جمله اينكه امكان بهرهگيري از يك برنامه درسي تلفيقي را براي معلم و دانشآموزان فراهم ميآورد . اين نوع برنامه درسي ، بيش از آنكه بخواهد دانش معيني را به دانشآموزان القاء كند ، زمينهاي را فراهم ميكند كه از طريق آن امكان شكوفايي قابليتهاي فردي دانشآموزان و گسترش تجربههاي فردي و مستقل آنها افزايش مييابد
توجه به آداب معلمي از ديرباز در فرهنگ اسلامي و ايراني ما جايگاه خاصي داشته است . ليكن تا آغاز حكومت مشروطه در ايران ، دولت مركزي براي تأسيس مدرسه و تربيت معلم هيچگونه مسئوليتي براي خود قائل نبوده و هر مدرسه متولي مخصوص داشت كه از محل درآمد موقوفات مدرسه ، امور مختلف مدرسه را اداره مينمود . معلمان از ميان طلاب ساعي و با استعداد انتخاب ميشدند . اين طلاب از استادان خود اجازه نامهاي ( كه در پشت صفحه اول يا آخر يكي از كتابها به خط استاد نوشته شده بود دريافت كرده بودند ) كه در واقع « دانشنامه يا گواهينامه » بود و سند معتبري براي معلم جهت تدريس محسوب ميشد .
در كنار اين مدارس مكتبخانههايي نيز وجود داشت كه فرزندان عامه مردم در آن به تحصيل ميپرداختند و خود را براي ورود به مدارس آماده ميكردند . مكتبداري يك حرفه خصوصي بود و هر
روحاني محلهاي كه حوصله و آمادگي براي تعليم به كودكان را داشت ، بي هيچگونه قيد و شرط و اجازهنامهاي به شغل معلمي و مكتبداري ميپرداخت . هريك از شاگردان ماهانه مختصري براي تحصيل ميپرداختند اين مبلغ براي زندگي بسيار ساده معلمان كافي نبود . ليكن آنها كار معلمي را با علاقه انجام ميدادند .
مقدمه و بررسي تكنولوژي آموزشي با ضرورتي براي تحول درآموزش و پرورش
تكنولوژي آموزشي تحول خيلي عميق و گسترده اي درآموزش و پرورش دارد و مي تواند با حرفه تر و كارآمد تر باشد چرا كه عصر امروز عصر ارتباطات و ارائه تكنولوژي پيشرفته و تبادل اطلاعات و نيز انتقال آن به ساير مراكز مي باشد .
تكنولوژي آموزشي به طراحي سيستمهاي آموزشي دراز مدت و جامع كلي كه همه سيستم آموزشي جامع را در برمي گيرد مربوط مي شود . در حالي كه تكنولوژي تدريس و پروژه هاي كوتاه مدت اطلاق مي شود كه فقط قسمتي از سيستم كلي را در بر مي گيرد و تدريس يك واحد درسي را با استفاده از كار افزارها و روشهاي مربوط به تدريس آن درس و واحد مربوط به آن ممكن مي سازد .
زندگي پيچيده ي امروزي، هر لحظه در حال نو شدن است و خلاقيت و نوآوري، ضرورت استمرار زندگي فعال است. انسـان براي خـلق نـشاط و پويايي در زندگي، نيازمند نوآوري و ابتكار است، تا انگيزه ي تنوع طلبي خود را ارضا كند و زمينه ي شكوفائي استعدادها و توانايي هاي خويش را فراهم سازد. جامعه ي انساني براي زنده ماندن و گريز از مركز و ايستايي به تحول و نوآوري نياز دارد.
امروزه شعارر «نابودي در انتظار شما است مگر اينكه خلاق و نوآور باشيد.» در پيش روي مديران همه سازمان ها قرار دارد، اما مسؤوليت سازمان هاي آموزشي، به خصوص آموزش و پرورش كه وظيفه تعليم و تربيـت فرزنـدان و آينده سازان جامعه را بر عهده دارند صيغه اي ديگر به خود مي گيرد. از اين رو، سازمان هاي آموزشي از يك سو وظيفه ي فراهم آوردن زمينه ي رشد و پرورش خلاقيت و نوآوري و همچنين استفاده صحيح و جهت دار از استعدادها و توانايي هاي افراد را به عنوان امري مهم به عهده دارند كه اين خود زمينه ساز توسعه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ... در جامعه است و از سوي ديگر براي پويايي خود نيازمند پرورش و بهره مندي از خلاقيت و نوآوري در سطوح سازماني خود هستند.
مهمترين مسئله اي كه اينجانب تاكنون با آن برخورد داشته ام اين است كه چه تمهيدات و كارهايي مي توان انجام داد تا دانش آموزان را بتوان به يادگيري درس زبان انگليسي حداقل در حد خواندن و نوشتن علاقه مند كرد.
چگونه است كه دانش آموزان مقاطع بالاتر و حتي كاركنان و خيلي از اقشار جامعه كه چند ساعتي در هفته درس زبان انگليسي خوانده اند ولي هم اكنون حتي از خواندن و يا نوشتن يك عبارت خيلي ساده و پيش پا افتاده عاجز مي باشند. اين در حالي است كه از همان درس نمره ي قبولي گرفته و به مقاطع بالاتر راه پيدا كرده اند.
جمع آوري اطلاعات: براي جبران نواقص ناشي از اين مشكل
علاوه بر سابقه تحصيلي و شيوه تدريس معلمانم در دوران تحصيل براي حل اين مسئله از نظرات همكاران، دوستان و بخصوص دانش آموزان و حداكثر افرادي كه با آنها سر و كار دارم استفاده كرده، و نظرات آنها را جويا شدم، هر يك از آنها ايده و نظر خاص خود را ارائه مي داد.
بسياري از دانش آموزان دليل خود را عدم كاربرد اين زبان در زندگي خود عنوان مي كنند و از آن فــقط به عنوان يك درس مثــل ساير دروس نام مي برند و فــقط براي كسب نمره درس مي خوانند ولي تعداد معدودي، حداكثر 5 تا 10 درصد ان را مفيد دانسته و از آن به عنوان ابزاري براي بهتر كار كردن با كامـپيوتر و تكنولوژي ياد مي كنند و اين هم نيز مي تواند ناشي از توانايي عده اي از دانش آموزان در امر خريد وسايل مرفه و پيشرفته در زندگي ايشان عنوان كرد.
تعريف مفهومي : مدرسه هوشمند مدرسه اي است كه جهت ايجاد محيط ياددهي - يادگيري و بهبود نظام مديريتي مدرسه و تربيت دانش آموزان پژوهنده طراحي شده است .
تعريف : مدرسه هوشمند مدرسه فيزيكي است كه كنترل و مديريت آن مبتني بر فناوري رايانه و شبكه مي باشد و محتواي اكثر دروس آن الكترونيكي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن هوشمند است .
- فراهم كردن انواع شيوه هاي آموزشي برا ياستعدادهاي مختلف
- آگاهي دادن به اولياء در مورد آنچه در مدرسه واقع شده است .
- فراهم كردن فرصتهاي همكاري افراد جامعه با مدرسه
? اركان مدرسه هوشمند :
*محيط ياددهي - يادگيري
*اين محيط چهار حوزه را تحت پوشش خود قرار مي دهد :
الف - برنامه درسي ب - روش تدريس ج - ارزيابي د - محتوا
* مديريت : منابع و فرآيندهاي مورد نياز محيط ياددهي - يادگيري را پشتيباني و حمايت مي كند.
*مسئوليتهاي افراد و مهارتهاي مورد نياز : در اين مدرسه نقش مدير. معلم .دانش آموز و والدين تغيير خواهد كرد و با توانيي ها و دانش خود نقش مؤثري در مدرسه خواهند داشت .
*فناوري : ايجاد محيط ياددهي - يادگيري . مديريت و ارتباطات بيروني راه حل هاي مبتني بر فناوري را الزامي مي كند.
گروهى از كارشناسان عقيده دارند مرتضى حاجى در چهارسال گذشته نه تنها آن طور كه شايسته شعارهاى انتخاباتى خرداد ۷۶ بود عمل نكرد بلكه در دوران وزارت او، رونق خاصى نيز در فرآيند تعليم و تربيت كشور صورت نگرفت.
اگر بر نظريات اين كارشناسان صحه بگذاريم و كمى ها و كاستى هاى فراوان ذكر شده از سوى آنها را بر فعاليتهاى بخش آموزش و پرورش طى چهار سال گذشته وارد بدانيم ولى باز هم اجراى سياست تلفيق و پرداختن به مسائل پرورشى در ساير بخشهاى آموزش وپرورش را مى توانيم مهمترين، شجاعانه ترين و كارشناسى ترين اقدام مرتضى حاجى ذكر كنيم چرا كه تفكيك دو بخش «پرورش» و «آموزش» در آموزش وپرورش هيچ يك از كشورهاى جهان وجود ندارد و از نظر علمى يك كار «خطا» به شمار مى رود. چون هدف نهايى از تعليم و تربيت، «پرورش» است و پرورش در دل بسيارى از فعاليت هاى آموزشى نهفته است. با اجراى سياست تلفيق به جاى اين كه تنها يك نفر متولى امور «پرورشى» باشد اين مسؤوليت از يك دايره محدود به ساير دست اندركاران فرآيند ياددهى و يادگيرى واگذار شد.
مصاحبه با مرتضى حاجى يك ساعت به طول انجاميد. زمانى كه هر چند كوتاه بود و بسيارى از پرسش هاى ما مجال طرح پيدا نكرد اما فرصت مناسبى بود براى نقد عملكرد گسترده ترين وزارتخانه دولت.
مرتضى حاجى اصلاحات تشكيلاتى آموزش و پرورش را يكى از مهمترين اقدامات صورت گرفته در دولت خاتمى عنوان مى كند كه البته در قالب تجميع ادارات كل آموزش وپرورش در استان ها وسازمانهاى آموزش وپرورش صورت گرفته است.