اگر اندكی دقت كنید ، متوجه خواهید شد كه شما آگاهانه و یا ناخود آگاه به دنبالدوست هستید. اما آیا تا كنون فكر كرده اید كه دوستی چیست و دوستی حقیقی كدام است؟از آنجا كه انسان موجودی اجتماعی است ، صرف نظر از اینكه در چه جامعه ای زندگی میكند طبعاً به دنبال یافتن یاران و دوستان و همراهانی برای خود است . البته چون اینگزینش در میان اقوام و ملل مختلف ، شكل های متنوعی پیدا می كند و با انگیزه هایگوناگون یا بر اساس احساسات متفاوت عقلانی ، عاطفی و غیر از آن به وجود می آید ،تعاریف مختلفی نیز از این واژه ارائه شده است. گروهی دوستی را صرفاً به معنای " معاشرت" دانسته اند. گروهی دیگربراین باورند كه دوستی عبارت است از یك نوع ارتباطخاص كه در مقاطع مختلف و یا در زمانی خاص ، میان افراد پیدا می شود. برخی دیگر نیزمعتقدند كه دوستی یك نوع قرار داد اخلاقی است كه با انگیزه های خاص دنیوی و اخرویبین افراد به وجود می آید.
● دوستی یعنی چه ؟
در تفسیر المیزان درتوضیحكلمه " أَخِلاّء" دوستی چنین تعریف شده است: " كلمه أخلاّء جمع خلیل به معنای دوستاست. و اگر دوست را خلیل گفته اند بدان جهت است كه آدمی ، خُلّت یعنی حاجت خود رابه او می گوید. و ظاهراً مراد از اخلاّء ، مطلق كسانی است كه به یكدیگر محبت میكنند. چه متقین و اهل آخرت كه دوستی شان با یكدیگر به خاطر خداست ( نه به خاطرمنافع مادی) و چه اهل دنیا كه دوستی هایشان به منظور منافع مادی استدركتاب " المحجّهٔ البیضاء " ، دوستی چنین تعریف شده است: " دوستی یعنی همنشینی ،معاشرت و گفتگوی انسان با افرادی كه به آنها علاقه و محبت دارد ، زیرا با غیر دوستمعمولاً كسی قصد معاشرت ندارد. این دوستی و ارادت و محبت ، یا لِذاته است (یعنی بهخودی خود مطلوب است ) و یا مجازی و واسطه ای است كه انسان به وسیله آن به دوستحقیقی برسد."
با وجود تنوع تعاريف از سوي روانشناسان و دانشمندان علوم روان شناختي از مفاهيم بدرفتاري، سوء رفتار و ... بايد گفت، تمام اين تعريفها حول چهار محور آزارهاي جسماني، جنسي، غفلت و آزارهاي عاطفي رواني مي گردد.
حدود كودك آزاري از محروم ساختن كودك از غذا، لباس ، سرپناه، و محبت پدر و مادر تا مواردي كه در آن كودكان از نظر جسمي توسط يك فرد بالغ مورد آزار و بد رفتاري قرار مي گيرند كه آشكارا به صدمه ديدن و غالباً مرگ آنان منجر مي شود، گسترده است.
بسيارياز اين كودكان مورد آزار جنسي قرار گرفته اند، گرسنگي كشيده اند،سوزانده شده اند، كتك خورده اند، زخمي شده اند، به ميز و صندلي زنجير يا محبوس گشته اند و شمار بسياري از اين كودكان در نتيجه شدت اينگونه بدرفتاري ها از دنيا رفتهاند.
قانون حمايت از كودكان مصوبه 1988 آزار بدني را چنين تعريف ميكند: «آسيب ديدن و صدمهديدگي كودك زير18 سال، توسط والدين يا سرپرست بلافصل وي كه موول رفاه و آسايش اوست. به طوري كه سلامت و ايمني كودك طبق قوانين تدوين شده به وسيله وزارت بهداشت و خدمات انساني به خطر افتاده است.»
موضوعيکه در اينجا ميخواهيم آن را بررسي کنيم،پديده ايست که در گذشته ها هم وجود داشته، ولي خيلي کم و محدود. اما متأسفانه امروز خيلي گسترش و توسعه يافته و سبب شده است جامعه دچار نگراني و اضطراب گردد و اين پديده که بنام خودکشي و يا خودسوزي شناخته مي شود. متأسفانه در شهر هرات تبديل به يک مد و روش ناپسند شده است و جان عده اي از خواهران ما را گرفته و علل و عوامل گوناگوني در بوجود آوردن اين پديده نقش مهمي دارند که تعدادي را به کام خود فرو برده است و مطالب اين مقاله سعي دارد که اين موضوع را مورد تحليل و بررسي قرار داده تا عوامل آن را دقيقاً شناخته و راه حل هاي ممکنه را يادآوري نمايد.
خشم يكي از پيچيده ترين هيجانات انساني است و واكنش طبيعي به ناكامي و بد رفتاري محسوب مي شود. همه ما در طول زندگي خود مواقعي با برخي موقعيتها مواجه شده ايم كه خشم ما را بر انگيخته است. مشكلي در خشم وجود دارد اين است كه گر چه خشم قسمتي از زندگي ما را تشكيل مي دهد، اما مي تواند ما را از رسيدن به اهدافمان باز دارد. به همين دليل هيجان خشم افراد را دچار تصاد مي كند. از يك طرف خشم پاسخ طبيعي انسان مي باشد و از طرف ديگر مي تواند منجر به اختلال در روابط بين فردي ما و بهمريختگي ساختار دروني و روان شناختي مي شود و همچنين مانع دستيابي به ا هدافمان مي شود. با اين حال مي توان گفت (به خشم آمدن سهل و آسان است ولي به موقع خشمگين شدن و در جاي مناسب به خشم آمدن سخت است).
خودكشي مي تواند به تنهايي موضوع يك كتاب كامل باشد ولي در اينجا بايد به طور مختصر به آن پرداخت زيرا شخصي كه تمايل به خودكشي دارد اغلب افسرده نيز هست. كلمه «خودكشي» يعني كشتن خود ولي در خودكشي انگيزه ي نابود كردن خود هميشه وجود ندارد و يا اگر وجود داشته باشد، صاحب درجات مختلفي است.كارل منينگر روانپزشك آمريكايي مي نويسد هر فرد خودكشي گرا تمايل به مردن، كشتن يا كشته شدن دارد. منظور او آن است كه خودكشي يك عمل تهاجمي است كه در آن خشم يا متوجه جهان خارج و ديگران و يا درون خود او مي شود. به دليل وجود اين انگيزه هاي مركب و درهم، بهتر است كلمه ي بحث برانگيز «خودكشي» را كنار گذاريم و به جاي آن «اعمال خود جراحتي» را به كار بريم كه مي توان آنها را به دسته هاي زير تقسيم كرد.
همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه ميکنند و طبيعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعيتهاى تهديدکننده و تنشزا مضطرب ميشوند، اما احساس اضطراب شديد و مزمن در غياب علت واضح، امرى غيرعادى است.
اضطراب شامل احساس عدم اطمينان، درماندگى و برانگيختگى فيزيولوژيکى است. بهطور کلى اضطراب يک احساس منتشر، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم دلواپسى است که با يک يا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سينه، طپش قلب، تعريق، سردرد و غيره همراه است.
بررسيها نشان ميدهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کمدرآمد و سالمندان بيشتر شايع ميباشد.
زنان در زندگي روزمره بيشتر از استرس ها صحبت مي كنند و به طور كلي دو برابر بيشتر از مردان براي نگراني، اضطراب و افسردگي به روانشناس مراجعه مي كنند. اما چرا واقعاً زنان از استرس رنج مي برند؟ متخصصان معتقدند كه زندگي مدرن مهم ترين عامل استرس است و زنان نيز با وجود خلق و خوي آرامي كه دارند بهتر از مردان از عهده استرس ها بر مي آيند.امروزه بيشتر زنان كار مي كنند. در حقيقت در دهه هاي اخير كار اجباري در بين زنان و دختران جوان افزايش چشمگيري داشته است و از سال ۱۹۸۰ با افزايش كار زنان، كار مردان كم تر شده است. ۵/۱۵ ميليون زن در مقابل ۵/۱۲ ميليون مرد. از اينرو ظاهراً استرس از زمان مدرنيزه شدن به وجود آمده است. البته بايد توجه داشت كه در بين زنان كارگر تعداد زيادي از آنها مسئول نگهداري بچه ها، كار خانه و نگهداري از خويشاوندان خود هستند. در حدود ۵/۴ ميليون تن از زناني كه كار مي كنند كودكان زير ۱۸ سال دارند و اين نشان مي دهد كه فشار بر روي زنان از چند جهت است.
يك حمله ي وحشت زدگي (painc attack) عبارت از دوره اي متمايز و با شروع ناگهاني ترس شديد، بيمناكي، يا وحشت است كه اغلب با احساس قريب الوقوع سرنوشت شوم همراه است. در جريان اين حمله ها، نشانه هايي مانند تنگي نفس، تپش قلب، احساس درد و ناراحتي در قفسه ي سينه، احساس خفگي، و ترس از «ديوانه شدن» وجود دارد.
4 يا بيش از 40 مورد از نشانه هاي گفته شده در دوره ي ترس يا ناراحتي شديد بطور ناگهاني ظاهر مي شود و در مدت (10 دقيقه يا كمتر) به اوج خود مي رسد. افرادي كه به خاطر حمله هاي وحشت زدگي غير منتظره در صدد دريافت درمان بر مي آيند معمولاً ترس را شديد توصيف مي كنند و گزارش مي دهند كه گمان كرده اند در شرف مرگ، از دست دادن كنترل، حمله ي قلبي، سكته كردن يا «ديوانه شدن» هستند.
آلزايمر با از دست رفتن حافظه هاي كوتاه مدتمشخصميشود .در آغاز بيماري حافظه هاي طولاني مدت باقيميماند،اما وقتي بيماري پيشرفت مي كند حتي قديميترين حافظه ها از دست ميروند. سرانجام بيمار ديگر قادر به شناختن نزديكان خود هم نخواهد بود.با ادامه پيشرفتبيماري ،اغلب سخن گفتن مختل ميشود، رفته رفته خواندن،نوشتن و انجام دادن حركتهايپيچيده با دشواري صورت مي گيرد.قربانيان آلزايمر در مراحل بسيار پيشرفته بيماريقدرت انجام دادن ساده ترين كارها را از قبيل،خوردن غذا ،لباس پوشيدن و مراقبت ازخود را نيز از دست ميدهند.بيشتر بيماران در مدت 5تا 15 سال پس از شروع بيماري،جان مي سپارند.